سديد الدين محمد عوفى
303
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مىكنى ؟ مگر طعام اندك ساختهاى و جمع بسيار مىبينى « 1 » . گفت : يا رسول اللّه قدمهاى ترا « 2 » مىشمارم « 3 » كه « 4 » چند گام است از حجرهء تو تا به خانهء من ، تا به هر گامى كه به سوى خانهء من مىزنى « 5 » بندهاى آزاد كنم . مىگويند كه آن روز هفتصد بنده آزاد كرد . اكرام ضيف « 6 » چنين بايد كرد . [ پير زال فقيرى كه تنها مايملك خود را براى حضرت امام حسن و امام حسين ( ع ) و عبد اللّه جعفر قربان كرد ] حكايت ( 28 ) ابو الحسن « 7 » مىگويد : وقتى امير المؤمنين حسين و عبد اللّه جعفر رضى اللّه عنهم « 8 » به حج مىرفتند . روزى « 9 » شتر « 10 » زاد در « 11 » پيش رفته بود « 12 » و گرسنه و تشنه شدند « 13 » . ناگاه در راه خيمهاى كهنه ديدند و زنى پير « 14 » در آنجا نشسته « 15 » . بر وى سلام كردند . زن در پيش « 16 » دويد و ايشان را اكرام كرد « 17 » و گوسفندى داشت بسته « 18 » ، درحال آن گوسفند را « 19 » بدوشيد و شير پيش ايشان « 20 » آورد و گفت : اين را بخوريد و گوسفند را بسمل كنيد و از وى طعامى سازيد ، چنان كردند . آنگاه گفتند كه « 21 » ما از قريشيم چون از سفر « 22 » بازگرديم « 23 » به نزديك ما آى « 24 » تا در حق تو احسانى « 25 » به جاى آريم . اين بگفتند و برفتند . چون شب درآمد شوهر زال از صحرا برسيد و گوسفند نديد ، زن حكايت و حال با او بگفت « 26 » مرد در خشم شد و گفت كه : در همه جهان يك گوسفند داشتى و آن نيز به قومى
--> ( 1 ) مپ 2 : بسيارند ( 2 ) مپ 2 : تو ( 3 ) مج : مىشمردم + كه برمىآيند ( 4 ) مج : تا ( 5 ) مپ 2 : زدى ( 6 ) متن و مپ 2 : الضيف ( 7 ) مپ 2 : ابو الحسين ( 8 ) متن و مپ 2 : وقتى جمعى با امير المؤمنين حسن رضى - اللّه عنه ، بنياد : وقتى امير المؤمنين حسن و عبد اللّه جعفر رضى اللّه عنهم ( 9 ) مپ 2 - روزى ، مج + پيش از ( 10 ) مپ 2 : و ، مج + و ( 11 ) مپ 2 : از ( 12 ) مج : روان شدند ( 13 ) مج : گرسنه بودند و تشنه ( 14 ) مج : زالى ( 15 ) مج + بود ( 16 ) مج : پيشتر ( 17 ) مج - و ايشان را اكرام كرد ( 18 ) مپ 2 : بسته داشت ، مج : در خيمه بسته داشت ( 19 ) متن - را ( 20 ) متن - ايشان ( 21 ) مج : اى عورت ( 22 ) متن و مپ 2 - از سفر ( 23 ) مپ 2 + بايد كه ( 24 ) مپ 2 : آيى ( 25 ) متن و مج : احسان ( 26 ) متن : بازگفت ، مج - شوهر زال از . . . بگفت